-
تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 21:54
[unable to retrieve full-text content]با گذشته که می شد کنار آمد...اگر حال، دلجو بود.
بلوغ دیررس
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 5:59
"خود" من بزرگ شده است، و با من سر ناسازگاری گذاشته! دیگر مثل کودکی اش نیست که من به جایش تصمیم می گرفتم. هرچه را فکر می کردم لازم است می دادم که بخورد، هرچه به نظر من خوب می آمد می گرفتم که بپوشد. حالا دیگر بزرگ شده، صدایش بلند شده و سلیقه و خواسته خودش را دارد. هر روز می خواهد که خودش باشد، خود خود...
به یک سفر کوتاه
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 5:59
گوشواره ها، دو توپ کوچک از مرواریدهای ریز صدفی بودند. وقتی در گوشه مغازه دیدمشان، انگار تو را دیدم با آن پیراهن مشکی ات که رویش گلهای درشت رنگی داشت. تو، با آن پیراهن و گوشواره های توپی مرواریدت که شب های جمعه که فامیل دور هم جمع می شدند، از گوشه کیف پارچه ای کوچک، و از لا به لای چند النگو و انگشتر ...
اتفاق پشت "این" پنجره
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 5:59
پشت این پنجره ست که اتفاق می افتد، اینxa0رنگ به رنگ شدنِ آبیِ تک رنگِ دریاچه، این روایت لحظه به لحظه از هرآنچه بین آب و آسمان می گذرد، این تصویر از عطش، کشش و کشمکش، قهر، سیری، و روبوسی! xa0